از پنجرهات نگاه کن
خیابان شلوغ
همهمهی مردم
سرسام ماشینها
همه وهماند
فراموششان کن
ببین
کشتییی غولپیکر
بر آبهای مواج
بالا و پایین میشود
لنگر برمیدارد
سوت میکشد
مرغهایی جیغکشان میچرخند
بر فراز موجهایی
که شکل جزیرهای دور را با خود آوردهاند
نمیبینی؟
نمیبینی
مهی غلیظ تمامی اینها را در خود پوشاندهاست
مه را هم نمیبینی
که مثل قارچ روییدهاست در آن
خیابان شلوغ
همهمهی مردم
سرسام ماشینها
پنجرهات را ببند
۶ بهمن ۱۳۸۷
به نقل از مجله ی ارمغان فرهنگی (شماره ی ۴ و ۵)