تبليغاتX
شهاب مقربين
شهاب مقربين
گفت‌وگوي سعدي گل‌بياني

 

انزوا  برادر من است

مصاحبه‌ای با شهاب مقربین

 

 مصاحبه‌کننده: سعدی گل‌بیانی

منبع:
وازنا   و  روزنامه‌ي «روزان»



     س:  چطور می‌شود پای روایت شهاب مقربین از شهاب مقربین نشست؟ از کی کار شعر کرده‌اید و با کدام‌یک از شاعران بزرگ نشست و برخاست داشته‌اید؟

    ج:  به‌طور حرفه‌ای از ۱۳۵۱. پیش از آن می‌نوشتم، اما نتیجه‌ی کار فقط بیان فکر یا احساسات بود و از همان ابتدا هم تردید داشتم که اسم آن‌چه را که می‌نویسم، می‌شود «شعر» گذاشت یا نه. اولین پیشامد تعیین‌کننده در زندگی شاعری‌ام، آشنایی با «اسماعیل خویی» بود، هنگام دانشجویی در دانشگاه صنعتی «آریامهرِ» آن روزها و «شریفِ» این روزها.  دانشگاه، صنعتی بود اما در سه یا چهار ترم متوالی، «آشنایی با ادبیات معاصر»، «فلسفه» و «روش‌شناسی» را در میان درس‌های اختیاری گنجانده بودند که او تدریس می‌کرد، تا بعد که ممنوع‌التدریس شد و ...


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 12:5 | 

شاعری و عافیت طلبی ؟!
 

 

شاعری و عافیت طلبی ؟!

گفت‌وگو با «شهاب مقربین»

درباره‌ی شعر سیاسی-اجتماعی امروز ایران

گفت‌وگو از:

علی مسعودی‌نیا  و  رسول رخشا

منبع:  روزنامه‌ی اعتماد ملی

 

     س:  آقاي مقربين! جنس شعر شما طوري است كه كم‌تر اشاره‌ي مستقيمي به مسايل سياسي و اجتماعي روز را در آن مي‌توان ديد. آيا لزوما در گيرودار بحران‌هاي اجتماعي، خود متن بايد دست‌خوش تغيير شود و عرصه‌‌ی طرح دغدغه‌هاي سياسي شاعر باشد؟

     ج:  خوشحالم که گفتید «جنس شعر شما» ،  اگرچه کلمه‌ی «جنس» در ترمینولوژی نقد ادبی، کلمه‌ی متداولی نباشد، مگر آن که شما آن را مترادف «ژانر» بگیرید؛ اما، چه منظور شما از آن، «ژانر» باشد، چه مانند من، این‌جا آن را با مفهومی گسترده‌تر و فرا تر به کار ببرید، به‌نظر می‌رسد در این مورد اتفاق نظر داشته باشیم که شعر مثل هر هنر دیگری، گونه‌های مختلفی دارد که هر یک ظرفیت انعکاس بخشی از مسائل بشری را دارد...


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 18:19 | 

گفت‌وگوی محسن بوالحسنی

 

 

مخاطب من  تو هستی

 

  

گفت‌وگو از: محسن بوالحسنی 

منبع:  روزنامه ی اعتماد ملی   و   وبلاگ محسن بوالحسنی 

 

«شهاب مقربین»، «مرد آرام» شعر امروز ماست. شاعری با حد‌اقل حاشیه و ادعا که کار خودش را می‌کند و نه زیاد سر‌به‌سر جریان‌های شعر امروز می‌گذارد و نه زیاد تمایل دارد، جریان‌ها و جریان‌سازها سربه ‌سرش بگذارند. فرصتی شد تا با این برنده‌ جایزه‌ شعر «کارنامه»، به انگیزه‌ انتشار تازه‌ترین کتابش «این دفتر را باد ورق خواهد زد»، به گفت‌و‌گو بنشینیم و دیدگاهش را درباره‌ شعر امروز ایران جویا شویم.

     س: همانطور که می‌دانید در انتهای دهه ۶۰، با شروع زمزمه‌ها و نیازهایی مبنی بر تغییر ساحت شعر پیشین و عدول از معیارهای آن شعر و حرکت به سمت افق‌های تازه، غلغله‌ای در فضای ادبی ایران اتفاق افتاد که این ذاتا چیز بدی نبود. این جریان، آرام آرام به گروهی‌نویسی و در نهایت بر غالب شدن جریان منسوب به جریان شعر دهه۷۰ منجر شد که باز فی‌نفسه به نظر می‌رسید این رویکرد با شعارهایی که در ابتدا صادر کرد، امیدوارکننده باشد و در پایان دهه ۷۰ و کمی بعدتر، این غلغله و انبوهی شعر و شاعران و دستاوردها و انرژی‌ها به خودزنی‌ها و چاقوکشی‌های شعری و غیر شعری تبدیل شد و در نهایت با چند کشته و زخمی به کار خود پایان داد. من به عنوان یک پرسشگر از شما - که می‌دانم در آن سال‌ها در جلسات شخصی خود به همراه چند دوست دیگر که در جای دیگری از آن‌ها نام برده اید، حضور داشتید، ولی هرگز تن به جریان‌سالاری و غرق شدن در موج‌های تازه ندادید و با هوشمندی، فقط لوازم لازم خود را برداشتید – می‌خواهم ارزیابی‌تان را از دوره‌ای که عرض کردم، مطرح بفرمایید و بگویید اینکه نوع نگاه شما به این مقطع زمانی ادبیات معاصر ما چگونه است؟


     ج: من و دوستانم، به قول شما تن به جریان‌سالاری ندادیم، اما همه آنچه را که در جریان بود، زیر نظر داشتیم. لوازم کارمان را هم مطمئن باشید که از آن جریان‌ها برنداشتیم. ما لوازم کارمان را پیش از آن دهه، از جریان هزارسال شعر فارسی و صدها سال شعر جهان گرفته بودیم. این به معنی بی‌اهمیت تلقی کردن کار همه ‌دست‌اندرکاران شعر در آن دهه نیست، بلکه به مفهوم محدود نکردن نگاه خود به گرایش‌های موضعی و چشم نبستن بر افق‌های گسترده‌تر است. بخشی از آن جریان‌ها، حرف تازه‌ای نداشتند؛ همان صنایع و بدایع شعر قدیم را با زبانی متفاوت ارائه می‌کردند و نام آن را بازی زبانی می‌گذاشتند. بخش دیگری که حرف تازه‌ای در شکل کارشان داشتند، حرف‌شان یا برای ما جاذبه‌ای نداشت، یا اگر داشت، متاثر از وضعیت تازه زمان و جهان بود که ما نیز خود به شکلی دیگر با آن دست به گریبان بودیم. گمان می‌کنم از این پاسخ من تا اینجا، شما خود به نکته‌ای که می‌خواهم بگویم، پی برده‌باشید. نکته اینجاست که ...


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 11:30 | 

ساده‌نويسي در شعر امروز

 

ساده‌نويسي در شعر امروز

منبع: ایسنا

     شهاب مقربين به تقسيم‌بندي شعر به ساده يا دشوارنويسي اعتقادي ندارد؛ اما در عين حال مي‌گويد، از اين‌که به‌عمد زبان خود را دچار پيچيدگي کند، احتراز مي‌کند.

     اين شاعر در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عنوان كرد: تقسيم‌بندي شعر به دو گروه ساده و دشوار توجيهي ندارد...


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 13:39 | 

عصر تردید

عصر من، عصر ترديد است
گفت وگو با شهاب مقربين
نويسنده: عليرضا فراهاني


 

 

    
    گفت وگو را با اين پرسش آغاز مي کنم که شما به عنوان نماينده يي از نسل شعر امروز، سير توليد انديشه را در شعر چند سال گذشته، چگونه ارزيابي مي کنيد و به طور کلي اصلاً شعر بايد توليد انديشه کند يا نه؟
    
    پيش از آنکه ببينيم در چند سال گذشته چه اتفاقي افتاده است، بر سر عبارت «توليد انديشه در شعر» کمي درنگ کنيم. به اين نکته توجه کنيم که شعر - اگر شعر باشد - ابتدا، خود به مثابه يک «خلق» قائم به ذات و متکي به خود، شکل مي گيرد و بعد از آن است که مي توان از درون آن، عناصري - از جمله انديشه - را نشان کرد. شعر براي توليد انديشه يا هر چيز ديگر خلق نمي شود. اگر چنين باشد، نتيجه شعر نخواهد بود: همان انديشه يا هر چيز ديگر خواهد بود. هيچ شاعري به قصد توليد چيزي، شعر نمي نويسد. او فقط شعر مي نويسد. اما به هر حال، بسته به شرايط و عوامل گوناگوني که او را احاطه کرده و در مرکز تاثيرات خود قرار داده اند، عناصري در شعر او برجسته مي شوند. يکي از آن عناصر مي تواند انديشه باشد.


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 18:40 | 

هنجارگریزی

شهاب مقربين:
تنها نوعي از هنجارگريزي كه در سير طبيعي زايش متن به وجود مي‌آيد، خصيصه‌ي هنري مي‌تواند داشته باشد

 

 

خبرگزاري دانشجويان ايران - اهواز
شهاب مقربين معتقد است كه هنجارگريزي باعث مي‌شود دنيا را دوباره ببينيم.
اين شاعر به خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانش‌جويان ايران (ايسنا)، گفت: هنجارگريزي يك معناي عام و كلي دارد كه مي‌تواند در مباحث مختلف نظري نمودهاي خاصي داشته باشد. معناي عام آن، همان خلاف آمد عادت است كه حافظ هم در شعر خود آورده است. اين معناي عام را فرماليست‌هاي اوليه روس مثل اشكولوفسكي مطرح كردند. اشكولوفسكي مي‌گويد ادبيات كاري مي‌كند كه ما دنيا را دوباره ببينيم به نحوي كه غريبه بنمايد؛ يعني يك نوع غريب‌سازي از دنيا. به عقيده‌ او وظيفه‌ ادبيات همين است.


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 18:32 | 

رویاهای کاغذی ام

امروز با...

شهاب مقربين

 

 ساير محمدى

 

«رؤياهاى كاغذى ام» جديدترين مجموعه شعر شهاب مقربين است كه به تازگى از سوى مؤسسه انتشاراتى آهنگ ديگر چاپ و منتشر شده است. «اندوه پروازها» نخستين كتاب شعر اين شاعر در سال۵۸ به بازار آمد. «گام هاى تاريك و روشن» در سال۶۵ و «كلمات چون دقيقه ها» در سال۷۱ منتشر شد. مقربين متولد۱۳۳۳ اصفهان، مهندسى شيمى رانيمه كاره رها كرد و هم اكنون در دفتر يكى از مؤسسات انتشاراتى مشغول به كار است و در سال۸۲ با چاپ مجموعه شعر «كنار جاده بنفش كودكى ام را ديدم» برنده جايزه بهترين كتاب شهر سال شناخته شد. وى كتاب «اين دفتر را باد ورق خواهد زد» را براى چاپ و انتشار آماده كرده است.

 


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 18:25 | 

Free counter and web stats